مهم نيست که فردا چی ميشه مهم اينه که امروز دوستت دارم
مهم نيست فردا کجايی مهم اينه هر جا هستی دوستت دارم
مهم نیست تا ابد با هم نباشيم مهم اينه تا ابد دوستت دارم
مهم نيست قسمت چی ميشه مهم اينه قسمت شد دوستت داشته باشم

اگر روزی به یادت گریه کردم........بدان ان روز پیازی رنده کردم
کاشکی علم انقدر پیشرفت کرده بود که از همین جا با بیل میزدم تو ملاجت
با همه وجود سرم رو روی شونه های مهربونت میزارم و یواشکی دماغم رو با لباست پاک می کنم
پاتو از زندگیم بکش بیرون
.
.
.
.
جورابات بو میدن
ادم اب حوض رو با چنگال خالی کنه ولی اس ام اس تکراری نخونه
می دونم تا اس ام اس میاد دعا می کنی که من باشم میخواستم بگم دعات مستجاب شد...
بر سر راهت دامی از عشق پهن کردم ولی تو با سرعت از کنارش رد شدی و گفتی : میگ میگ
من تو را اي عشق از کف داده ام !
هم خودم را ، هم تو را گم کرده ام...
آن من عاشق ، من ديوانه را...
من نميدانم کجا گم کرده ام !...
من نشاني هاي خود را ميدهم ...
يک نفر بايد مرا پيدا کند ...
يک نفر بايد که با طوفان عشق ...
برکهاي خشکيده را دريا کند ...
گناه من شايد اين بود که تمام رؤياهايم را
از کوچههاي زندگي گرفتم
و به آغوش کسی سپردم که ماندني نبود
هر چند آغاز راه را دشوار ديدم
اما دل سپردم و رها شدم
در قلبي که تنها زمزمهاش نتوانستن بود
دلم به حال دلتنگيهايش سوخت
شکستههاي دلش را بند زدم
و نگاهش کردم
آري گناه من شايد
دل باختن به آن نگاه بود
و قدم زدن با مردي که
عشق را شايستهي تلاش و خواستن نميدانست
تا اينکه يک روز رفتن را بهانه کرد...
تقدیم به ....
يادمان باشد از امروز جفايي نکنيم
گر که در خويش شکستيم صدايي نکنيم
خود بناليم به هر درد که از دوست رسد
بهر بهبود ولي فکر دوايي نکنيم
جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم
شکوه از غير خطا است خطايي نکنيم
ياور خويش بدانيم خداياران را
جز به ياران خدا دوست وفايي نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بي سرو پايي نکنيم
گر که دلتنگ از اين فصل غريبانه شديم
تا بهاران نرسيده است هوايي نکنيم
گله هرگز نبود شيوه ي دلسوختگان
با غم خويش بسازيم و شفايي نکنيم
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست
گر شکستيم زغفلت من و مايي نکنيم
و به هنگام نيايش سر سجاده ي عشق
جز براي دل محبوب دعايي نکنيم
مهرباني صفت بارز عشاق خداست
يادمان باشد از اين کار ابايي نکنيم
وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه ؟ زود دستم رو بالا بردم و گفتم يک بخش . اما از وقتي تو رو شناختم قهميدم عشق 3 بخشه : عتش ديدن تو ...... شوق با تو بودن ....... و اندوه بي تو بودن
شنيد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!!شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!!ولي تو اونو نميبيني؟؟شايدم هيچ وقت نبيني
گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.گفتي .......... ، گفتم.........حالا فكر كردي فرق ما كجا بود؟فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو
قانون عشق: يک پسر با يک نگاه از يک دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي که زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميکنه ... چون يک چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور کنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يکي ديگه ... بعد که دختر تازه تونسته پسر رو باور کنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يکي ديگه ميبينه ... اينجاست که ميگه: حدسم درست بود ... و اشتباهي رو ميکنه که قبلاً کرده بود ... و همه چيز از بين ميره
نگو دیره که دلم بی تو میمیره بگو که همیشه عاشقم میمونی ای عشق من زیر بارون به یادتو گریه کردم چرا رفتی چرا رفتی
اگه خودتو توی یک اتاق تاریک پیدا کردی و دیدی همه جا قرمزه و از دیواراش خون میاد و خیلی تکون می خوره..........نترس.تو توی قلب منی
تا حالا شنیدی بی تو هرگز با تو عمراً؟ عمراً برا شما چه معنی داره؟ از من بپرسی میگم یعنی تمام عمر چون وقتی میگی بی تو هرگز مگه میشه با تو یک لحظه . پس وقت با تو بودن یک عمره که من این عمر را دوست دارم اگر به قیمت تمام زندگی باشه
گه یک کم فکر کنی می بینی زندگی ارزش زنده بودن رو نداره. اگه یک کم بیشتر فکر کنی می بینی زندگی ارزش مردن رو هم نداره. اما اگه خیلی فکر کنی می بینی مردن و زنده بودن ارزش فکر کردن رو نداره. همیشه یادت باشه چیزی که امروز داری شاید آرزوی دیروزت بوده و بزرگترین آرزوی فردات. پس همیشه سعی کن قدر چیزی رو که امروز داری رو خوب بدونی
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به
هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح
کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد... و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي
جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد


اینها اخر ماشینن![]()


كنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يك disk داد بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين disk باشد يكي file ناب كه بگرفتم از site افراسياب
برو حال مي كن بدين disk هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد mini tower اش بزد ضربه بر دكمه power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مَر آن disk را در drive اش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يكى list از root ديسكت گرفت
در آن disk ديدش يكي file بود بزد enter آنجا و اِجرا نمود
كز آن يك demo شد پس از آن عيان ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد hang كه رستم در آن ماند مهبوت و مَنگ
چو رستم دگر باره reset نمود همى كرد hang و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت همه مشكلش وز آن disk و برنامه ى خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يكي ديسك bootable آورد پيش
يكى toolkit اَندر disk بود بر اورد آنرا و اِجرا نمود
همى گشت toolkit ، hard اَندرش چو كودك كه گردد پى مادرش
به ناگه يكى رمز virus يافت پى حذف اِمضاى ايشان شتافت
چو virus را نيك بشناختش مَر از boot sector بر انداختش
يكى ضربه زد به سرش toolkit كه هر byte آن گشت هشتاد bit
به خاك اَندر اَفكند virus را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه به شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره امّا خريت مكن ز رايانه اصلاً تو صحبت مكن
زَمکِلاس!
گلایه کردم از سرمـــا و گفتم: ز فرط سـوز سرمـــــا اشکریزم
"بزرگی افت و خیزی نیز دارد" به پاسخ گفت استــــــــاد عزیزم
بدو گفتم: خیالی نیست یا شیخ! کـــــزآن نبــــــود گزیرم یا گریزم
ولی ترسم ز سرمـــای کلاست چنان افتم کــــــه دیگر برنخیزم!
دانشکده ی شیر تو شیر!
یک دو ترمی مثنــــوی تاخیر شد مهلتی تا شیر تـــــوی شیر شد
ترم ســــوم آمد امــــــــا ترم قبــل بر گلـــــو پیچیده ما را همچو حبل!
امنحاناتش نمی گـــــردد تمـــــام من ندیدم ترم اینســــان مستدام
ترم ســـــه هـــــــرچند از راه آمده ترم دو خـــــــارج نگشتــــــه از رده
حضرت مولا! تــــــو را جان حسام بشنو از مــــا بندگــــان هم یک کلام
گرچـــــه حــــق را محرم راز آمدی جمله مــــــــا را درد سر ساز آمدی
می سرودی آنزمان کـــه بی امان هیچ کردی یـــــــــاد روز امتحـــــــــان
ابتدا انگــــــــار کردم شربت است بعـــد دیدم ضربت اندر ضربت است!
ضربتی خوردیم از این متن حجیم (ای دو صد لعنت به شیطان رجیم!)
بابت این پند مــــــا را کن بحــــــل فاعلاتـــــــن فاعلاتـــــــــــن را بهل!
تشتت آرای اساتید!
از شاهنامه وعده ي استــاد بهر درس اوّل به غیر نامه ای از باستان نبود
سوگ و حماسه را نیز افزود در پی اش هیچش نظر نبود که ما را توان نبود
رستم نبود تا کــــــه بخواند از این کتب بیند که این سه بخش کم ازهفت خان نبود
گه بین ما و کوشش و کزّازی و حکیم(!) یک تن به رای با دگری همزبان نبود!!
هر یک جدا گرفته ره داستان خویش کس با حکیم همدل و همداستان نبود!
این امتحان ز سر گذراندیم و زنده ایم "ما را به سخت جانی خود این گمان نبود"...
پاچه خاری منظوم!
ای فضل و هنر شده بهین جامه ی تو کام دل مـــــــــن بر آید از کامه ی تو
اینک ماییم و گـــــــردش خامـــه ی تو مرز نمــــــــرات و مرزبان نامه ی تو!
طنزی که هم اینک به دستمان رسید...!)
وطن یعنی صف نون و صف شیر وطن یعنی همش درگیر ، درگیر...
وطن یعنی امیر قلعه نوعی! ( اونم ما رو گیر آورده به نوعی! )...
گفت در بحــــــث مدیــــــریت کسی از کــــژی هایی کــــــــه می آید پدید:
"خشت اول چون نهــــد معمــار کج این کجی تـا آسمــــان خواهد رسید!"
گفتمش: با این رسیدن کار نیست بهر چــــــاره شیــــــوه ای باید جدید
خشت اول چون نهــد معمـــــار کج خشتکش را بـــر سرش باید کشید!!
در مذمّت زبان!
ز دست دیده و دل هر ســــه فریاد! (ببخشین...سومی را بردم از یاد!)
بسازم خنجـــــــری نیشش ز فولاد ببرّم سومی را ، گــــــــــردم آزاد!!
و چند پیامک همینجوری به رفقا !:
پیامک ِدلدارکی!
دیری است کـه دلدار پیامک نفرستاد بهــــر دلک خاصک و عامک نفرستاد
زان گوشی دردانه که خاموش مبادا! بر گوش دل بنــــده سلامک نفــــرستاد
از خالک خود دانگکی ساخت ولیکن صیّادک من حیف کـــه دامک نفرستاد
بنشست و سپس پا شد و خندید ودریغا یک مورچه از بهــر حمامک نفرستاد!!
پیامک یانگومکی!
کانال دو چو جمعه به عهدش وفا کند در قصر خویش حاجت خلقی روا کند
باد صبا! برو به گیوم یونگ عرض کن فکری به حال سفره ی افطار ما کند!
در آش رشته مــــان بچکاند هلاهلی مــــا را ز دست این سریالش رها کند
بعداً به آن جواهر در قصرمان بگو ارواح خاک "هن"! حق "مین" را ادا کند!
دارم امید اینکه فلک بهــــــر انتقام دردی به جـــان "یولی "شیطون بلا کند!
دردم نهفته به ز طبیبان گیج قصر باشد کـــه یانگـــــــوم آید و دردم دوا کند !
آلمانی
هنگام ازدواج بیشتر با گوشهایت مشورت کن تا با چشمهایت
فرانسوی
مردی که بخاطر پول زن می گیرد به نوکری می رود
یونانی
زنی سعاتمند است که مطیع شوهر باشد
ایتالیای
دو زن وجود دارد، یکی شما را ثروتمند می کند و دیگری فقیر
آذربایجانی
در موقع خرید پارچه حاشیه آن را نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن
اسپانیای
اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر
انگلیسی
زن فقط یک چیز را پنهان می کند آنهم چیزی را که نمی داند
سانسکریت
ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد
ترکی
اگر زنی خواست که تو بخاطر پولت همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار
چینی
برای یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی
درسته كه زمونه ،زمونه نامردي و نا مردمي شده ولي تو سعي كن بين اين همه نامردي ها مرد باشي
و به كسي نامردي نكوني
درسته كه تويه اين دوره زمونه قول و قرار ها خيلي زود از ياد ميرن ولي تو سعي كن يه كسي باشي كه
اگه به كسي قولي دادي پاش وايسي و زيرش نزني
درسته كه حالا توري شده كه آدما حتي به نزديك ترين كسشون كه شايد يه عمر هم بهشون گفتن
دوست دارم دروغ ميگن ولي تو سعي كن از آدمايي باشي كه به عشقشون ارزش قائلندو بهش دروغ
نمي گن
درسته كه تو اين دوره زمونه همه سعي ميكنن با حرفاي دروغ مخاطبشون رو به خودشون جذب بكنن
ولي تو سعي كن از آدمايي باشي كه حرفات هميشه حرفاي دلت باشه و توشون هيچ دروغو ريايي
نباشه
"""""اون موقع هست كه تو ميتوني با اطمينان كامل بگي كه عاشق شدي """""
تا حالا فکرکردی که اگه آدما روز مرگه خودشون رو دقیقا میدونستن که چه روزیه اون موقع دنیا چه شکلی
می شد ؟به نظرمن اگه همه ی آدمای می دونستن که کی قراره بمیرند یا بهتر بگم اگه میدونستن که
کی قراره دوستای صمیمی و افراد دورو برشون رو از دست بدن .اون موقع بود که تویه این دنیای به این
بزرگی تو مطمئن باش که نمی تونستی یه ذره نا مهربونی وبی وفایی به عهدو پیمون پیدا بکنی .اون
موقع بود که آدما تازه می فهمیدن که وقت اونقدر کمه که نباید با سرکار گذاشتن دیگرون هم عمره
خودشون رو طلف بکنن هم عمر دیگران رو .اون موقع بود که همه دنبال کسی میگشتن که واقعن
دوسش دارن و باقی عمر رو میخوان با او سپری کنن .به نظر من اگه یه همچین چیزی امکان داشت اون
موقع آدما به هم دیگه ارزش زیادی قائل میشدند. تئیه همچین وضعییتی هیچ کس به خاطر ارزشی که
به وقتش میداد دیگه به خودش اجازه نمی داد که با حرفای عاشقانهی دروغین مخاطباشو فریب بده و
این براش یه سر گرمی باشه اگه اینطوری میشد آدما دیگه هیچ وقت دنبال یه عشق دروغین نمی
گشتن و اون موقع بود که جمله ی """"دیگه دوستت ندارم..."""برای همیشه از صفخه زندگی آدما پاک
میشد
اي
مسافر ! اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز... آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني ! آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟
اینم یک اسکرین سیور جالب که محتویاتش مربوط به دوران قبل از بیگ بنگ میباشد. البته اینو هم بگم که اینجوری که من فهمیدم فقط در مورده پرنده های دایناسوری هستش.

حجم: ۱.۲۲مگابیت>>> دانلود
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم

با کمک این برنامه، میتوانید از عکسهایتان، یک آلبوم جالب (به صورت اسلاید شو) با فرمت فلش بسازید. حجم ۱۱مگابايت
دوستانی که موبایل دارند و باهاش فیلم هم میگیرند، این برنامه کمحجم و رایگان را از دست ندهند. انصافا از دست دادن این برنامه برای این عده از افراد، ضرر کوچکی نیست. با این برنامه رایگان میتوانید به سادگی فایلهایی با فرمت 3GP را (که توسط موبایل گرفته شدهاند) به فرمت AVI تبدیل کنید.
Size: 846 KB

ماریو
بازی ماریو رو یادتان هست؟ همان بازی قارچ خور معروف و دوست داشتنی. دلتان میخواهد خاطرات گذشته را تجدید کنید؟ پس این بازی رایگان را از دست ندهید.
دانلود حجم م.ب ۳.۵
تصویر برنامه: 
لینک دانلود برنامه: Download
تصویر برنامه:
لینک دانلود: Download
تصویر برنامه:
لینک دانلود برنامه:Download
نظر یادتون نره؟!!!!!!!!! ![]()
![]()

لینک دانلود فایل:Download
حجم : ۱۰ مگا بایت لینک دانلود: Download
لینک دانلود مستقیم: Download
حالشو ببرید؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟! ![]()
![]()
چه طور بود؟؟ ؟؟ ؟؟ ؟؟ ؟؟ ؟؟ نظررررررر ...
این هم عکسش:
لینک دانلود با حجم ۱.۴ مگابایت: Download